| در روزهای پایانی سال 2007 در پاکستان اتفاقی روی داد که مهر تایید دیگری بر این واقعیت بود که پاکستان هیچگاه روی آرامش و ثبات را نخواهد دید و نیز همکاریهای واشنگتن-اسلام آباد برای مبارزه با ترور هیچ نتیجهای در برنداشته است. | |
بینظیر بوتو که برای سومین مرتبه قصد داشت نخست وزیر پاکستان شود، ترور شد. روز شنبه 27 دسامبر 2008 مصادف با اولین سالگرد ترور بینظیر بوتو، نخست وزیر فقید پاکستان است. بوتو در پاکستان از نفوذ و قدرت بسیاری در میان جریانات سیاسی برخوردار بود و این موضوعی است که میتواند به روشن شدن ماهیت ترور وی کمک کند. بینظیر بوتو برای پاکستان برنامهای درازمدت در سرداشت و گام به گام به دنبال اجرای آن بود. اگرچه گفته شده که ورود بوتو به پاکستان طی هماهنگی با پرویز مشرف انجام شد، اما وقایع نشان داد که راه این دو از هم جدا بوده و اختلافاتی نیز با یکدیگر داشتهاند. |
به نظر میرسد پرسیدن این سوال که عامل ترور بینظیر بوتو چه کسی است پرسش درستی نباشد؛ گرچه در نهایت نیروی مشخصی در این کار دست داشته است. میتوان دراین باره که القاعده یا سازمان اطلاعات ملی ارتش پاکستان و یا حتی پرویز مشرف در قتل بوتو دست داشته، گمانهزنیهایی را مطرح کرد؛ اما این نوع گمانهزنیها بیشتر حرکت در راستای یک سویه نگری است تا درک صحیح واقعیتهای پاکستان.
پیچیدگی قتل بینظیر بوتو را میتوان از این زاویه هم دید که وی قربانی روندی بود که خودش آن را ایجاد کرده بود. در دوران نخست وزیری بینظیر بوتو، ارتش پاکستان با حمایت از طالبان، به قدرت یافتن خشونت مذهبی در افغانستان کمک کرد. خشونتی که به اسم مذهب، توسط طالبان به وجود آمد و کمکم در خود پاکستان رشد یافت.
نکته دیگری که در پس زمینه ترور بینظیر بوتو وجود دارد، این موضوع است که واقعا مجامع بینالمللی درباره اوضاع سیاسی پاکستان و اینکه این اوضاع چه نقشی در ترور نخست وزیر فقید پاکستان داشته چه اطلاعاتی دارند؟
تفسیر سیاسی اوضاع پاکستان حتی برای کارشناسان برجسته سیاسی و امور بینالملل امری مشکل محسوب میشود. در هیچ جای دنیا به اندازه پاکستان اوضاع سیاسی پچییده نیست. گروههای مذهبی، نظامی، سکولار، سیاستمداران و بنیادگراها هرکدام یک قدرت تعیین کننده در پاکستان به حساب میآیند و هرچند سال یک بار اتحاد تعدادی از آنها با یکدیگر یا اختلافاتشان، بازی سیاست در پاکستان را دستخوش دگرگونی میکند.
بینظیر بوتو در راستای احیای دموکراسی، مبارزه با واپسگرایی و تقویت جنبش فمنیستی گام برداشت و شاید یکی از علل ترور وی اقداماتش در این سه زمینه بوده است. نخست وزیر فقید پاکستان که یک عنصر لیبرال دموکرات بود، تاحدودی توانست با اهدای جان خود فضای باز سیاسی پاکستان را به نوآوری دعوت کند.
ترور بینظیر بوتو همچنین این موضوع را ثابت کرد که اتکای جرج بوش به ژنرال مشرف برای مبارزه با تروریسم اقدامی اشتباه بوده است. به همین خاطر آمریکا اکنون به استراتژی جدید در پاکستان نیاز دارد چون استراتژی قبلیاش در قبال پاکستان شکست خورده است.
بوتو در مقدمه اتوبیوگرافی خود تحت عنوان "بینظیر بوتو؛ دختر شرق" میگوید: من این زندگی را انتخاب نکردم بلکه این زندگی است که مرا انتخاب کرده است. در کشور پاکستان به دنیا آمدم و زندگیم در برگیرنده حالات مختلفی از ناآرامیها، ناملایمات و لحظات غمانگیز و در عین حال پیروزیها و اوقات خوش است.
نگاهی به شرح حال و روند فعالیتهای سیاسی بوتو :
بی نظیربوتو در تاریخ 21 ژوئن 1953 در کراچی در یک خانواده تحصیلکرده متولد شد. وی دختر ذوالفقار علی بوتو نخست وزیر اسبق پاکستان بود. بینظیر بوتو دوران تحصیل خود را در دانشگاه کراچی و راولپندی گذراند و در سال 1969 وارد دانشگاه هاروارد آمریکا شد.
همچنین بینظیر بوتو از سال 1973 در دانشگاه آکسفورد در رشتههای قانون و اقتصاد تحصیل کرد. پس از آن بود که بوتو به فکر فعالیتهای سیاسی افتاد و تصمیم گرفت به پاکستان بازگردد و فعالیتهای سیاسیاش را از حزب مردم آغاز کند.
بینظیر بوتو طی فعالیتهای سیاسیاش با خطرات بسیاری روبرو شد به طوری که به دلیل مخالفت با حکومت نظامی ژنرال ضیاء الحق، رییسجمهور وقت پاکستان بازداشت و به حبس خانگی محکوم شد. پس از آن ضیاء الحق، بوتو را به انگلیس تبعید کرد و دو سال بعد در 10 آوریل 1986 بوتو به پاکستان بازگشت.
بینظیر بوتو دو مرتبه طی سالهای 1990 تا 1998 و 1993 تا 1996 سمت نخست وزیری پاکستان را بر عهده داشت؛ اما به علت فساد مالی از سمتش برکنار شد. بوتو و شوهرش (آصف علی زرداری) بارها توسط دادگاهها و دولتهای پاکستان و کشورهای مختلف به فساد مالی متهم و با حکم دادگستری پاکستان به زندان محکوم شدند. اثبات این اتهامات باعث شد که بینظیر بوتو در سال 1996 از مقام خود برکنار شود.
بوتو پس از این که هشت سال در تبعید به سر برد، در 18 اکتبر 2007 به پاکستان بازگشت. وی دوران تبعید خود را در انگلیس و دوبی گذراند. بوتو در همان ساعات اولیه ورودش به پاکستان و در کراچی مورد حمله تروریستی قرار گرفت اما به خود وی آسیبی نرسید. طی این حمله که کاروان حامل بوتو را هدف قرار داده بود، 135 تن کشته و 320 تن دیگر زخمی شدند.
بینظیر بوتو ساعاتی پس از این انفجار، محافظهکاران هوادار ژنرال ضیاء الحق، فرمانده نظامی سابق پاکستان را به حمایت از افراطیون که قصد کشتن او را داشتند، متهم کرد. بوتو گفت "افراطیون نمیتوانند بدون پشتیبانی از غارهایشان در کوهها بیرون بیایند و عملیات انجام بدهند".
ترور بوتو :
سرانجام پس از چندین رشته ترور ناموفق، بینظیر بوتو در تاریخ 27 دسامبر 2007 در یک حمله تروریستی انتحاری در شهر راولپندی در استان پنجاب به قتل رسید. با پایان یافتن سخنرانی بوتو در این شهر، وی همراه با اطرافیان و محافظانش سوار بر خودرویی قصد ترک محل سخنرانی را داشت که این بمبگذار انتحاری به سمت ماشین حامل بوتو شلیک کرد. پس از آن بوتو به بیمارستان دولتی راولپندی منتقل شد و جان سپرد.
علت اصلی مرگ بینظیر بوتو گلولههایی که قبل از انفجار بمب به گردن و قفسه سینه وی اصابت کرده بود، اعلام شد. اما مقامات بیمارستان پس از آن اعلام کردند که مرگ بوتو در اثر برخورد جسم سخت با سر وی روی داده است.
در پی ترور بینظیر بوتو، دولت پاکستان طالبان و القاعده را مسوول این عملیات دانست و اعلام شد فردی به نام کرامتالله بلال از اعضای القاعده این ترور را انجام داده است. اما القاعده اعلام کرد که در ترور بوتو نقشی نداشته است.
بینظیر بوتو پس از مرگش طی خاکسپاری در ایالت سند پاکستان در روستای کرهی خدابخش کنار محل دفن پدر و دو برادر خود به خاک سپرده شد. انتشار خبر ترور بینظیر بوتو باعث بهت و حیرت بسیاری در سراسر جهان شد اما گویا این خبری بود که همگان انتظار آن را داشتند. از زمان بازگشت بینظیر بوتو از تبعید به پاکستان مدت زیادی نمیگذشت اما این مدت کوتاه، سه سوء قصد علیه او شد که آخری در نهایت باعث قتل وی شد.
تحولات پس از بوتو:
به دنبال ترور بی نظیر بوتو، بی ثباتی در پاکستان تشدید شد و تظاهرات سراسر این کشور را فرا گرفت. از جمله تحولات مهم پس از ترور بوتو می توان به انتخاب فهمیده میرزا به عنوان رییس مجلس، یوسف رضا گیلانی به عنوان نخستوزیر، استعفای مشرف از ریاست ارتش و سپس از ریاست جمهوری و انتخاب آصف علی زرداری همسر بوتو به عنوان رییس جمهور جدید پاکستان اشاره کرد.
انتخاب خانم "فهمیده میرزا" به عنوان رییس مجلس پاکستان که از لحاظ چهره و حتی تفکرات سیاسی بسیار شبیه به بینظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان بود، نشان دهنده جو غالب لیبرالیستی در عرصه جدید سیاسی پاکستان بود که با شکست قابل توجه حامیان پرویز مشرف و از متحدان جدی و سرسخت آمریکا بر این کشور حاکم شد. حمایتهای مردمی از حزب مردم پاکستان که رهبری آن را بینظیر بوتو برعهده داشت پس از ترور وی به شدت افزایش یافت و همین امر در ترفیع حزبش تا کسب رتبه اول در انتخابات پارلمانی کمک شایانی کرد.
همچنین مجلس ملی پاکستان پنج هفته پس از پیروزی حزب مردم (PPP) در انتخابات پارلمانی، یوسف رضا گیلانی را به سمت نخست وزیر پاکستان انتخاب کرد. 24 عضو کابینه گیلانی نیز در حضور رییسجمهور مشرف مراسم تحلیف برگزار کردند.
پس از پیروزی احزاب مخالف در پاکستان در انتخابات پارلمانی این کشور و شکست هم پیمانان پرویز مشرف، حزب حاکم پاکستان نیز به طور رسمی شکست را پذیرفت و سرانجام مشرف پس از اعمال فشارهای فراوان بر وی، در روز 18 اوت 2008 از ریاست جمهوری پاکستان استعفا کرد.