از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

پشت این پنجره این پرده تو باید باشی

پشت این پنجره این پرده تو باید باشی

پرده بردار ، نبـاید کــــه مردد باشی

راه، لب، چشم، فقط کار تو بستن شده است

فکـــر واکــردن یک گـــوشه نبـــاید باشــــی؟

صبح در کوچه ی ما منتظر خنده ی توست

وقت آن است کـــه خورشید مجدد باشی

باید آن مرد نه زن-هرچه- فقط در باران

باید آن حادثــه ی خوب که آمد باشی

پشت باران شبانه که تو را کم دارم

نکند خواب عزیزی کـه نیامد باشی

مثل یک بـوسه شبیه نفس تازه ی صبـــح

خوبی و خوب تر آن است که ممتد باشی 

 

ابراهیم فراهانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد