از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است

حال من و تمــــام غزلــها گرفته است

دلشوره های خود بخود چند روز پیش

حالا چقدر یک شبه معنا گرفته است

بعد از تـو جای آن همه تاب و تب مرا

مشتی چرا و باید و اما گرفته است

این سرنوشت غمزده تاوان عشق را

روزی هــزار مرتبـه از ما گرفته است

حتی خدا نخواست ببیند در این جهان

کار دو عاشق اینهمه بالا گرفته است

.

حرفــــی نمــــی زنم نکند بـــــرملا شود

بغضی که توی حنجره ام پا گرفته است

دارد بـــه عمق فاجعه پــــی میبرد دلم

نفرین نکن که آه تو من را گرفته است! 

 

زهرا شعبانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد