از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

بی قرار دلتنگی های توام

بی قرار دلتنگی های توام

وقتی در آغوش من

جا می مانند

و دسته ای از ستارگان

که تو آنجا می کاری .

من به شب عادت کرده ام

به دریچه ها

و به خطوط محو پستانهایت

که جاده را به انحنا می کشد .

بانوی شریف قصه ی من !

می دانی کدام نقطه ی شب

با بوسه ی تو بالغ شد ؟ 

 

فرید

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد