دریــا و چشــم های تــــو از یک قبیله اند
تا غرق عاشقی شوم، این ها وسیله اند
لبخند می زنی و جنون رقص می کند
دیوانـگان شهـــر برایت "جمیله" اند!
ایــــن گیسوان توست کـــه دام بلای ماست
این چشم های توست که پر مکر و حیله اند
تن پــوش راه راه تـــو هـــم راه می زند
با آن دو راهزن که در آن سوی میله اند
با بال های سوخته و داغدارشان
پروانه ها هنوز به شمع تو پیله اند
بگذار هر که هست تو را عاشقی کند
از دیدگاه مــا همه بــی شیله پیله اند
مرتضی آخرتی