از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

از هر دری سخنی ...

خدایا ! تا خدائیش باش ...

مرنجان دل ..

خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشد
زنهار مرنجان دل صاحب نظری را


هلالی جغتایی

ان مع العسر یسرا

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ...


سوره الشرح 


دلشادم از آنجا که خداوند به انسان

فرموده که با هرچه فرود است فرازی‌ست 


عرفان دادگرنیا 

شکوهِ خامشی ..

شکوهِ خامشی در ظرفِ گفت‌و گو نمی‌گنجد
سخن هرچند سنجیده‌است، هیبت را زیان دارد


صائب تبریزی

بِه از خاموشی ..

حاصل هر دو جهان را به سخن گر بدهند
مگشا لب، چه توان یافت بِه از خاموشی؟


کلیم کاشانی

لایق بالای عشق ...

خاطرِ خیاطِ عقل گرچه بسی بخیه زد
هیچ قبایی ندوخت لایقِ بالای عشق


عطار 

غیر عشق و جنون ..

یک ذره غیر عشق و جنون ننگرید هیچ
در من اگر که تجزیه آب و گلم کنید ...


میرزاده عشقی