-
بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 21:59
بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند گل نمیروید، چه غم گر شاخساری بشکند باید این آیینه را برق نگاهی میشکست پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینهام صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند شانههایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه تختهسنگی زیر پای آبشاری بشکند کاروان غنچههای سرخ، روزی میرسد...
-
کاش کسی جایی منتظرم بود...
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 21:57
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف کاش کسی جایی منتظرم بود... "ساره دستاران"
-
بگو دوستت دارم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 21:56
برای یک بار فقط برای یک بار مرا در اندوه مبهم یک دروغ شناور کن! آرام سر به گوش من بگذار و بگو دوستت دارم! "منبع: نت"
-
فاصله
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 21:54
فاصله را تو یادم می دهی...!!! وقتی با لبخند دور می شوی فاصله یعنی تو ...! "منبع: نت"
-
تو نرو
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 21:53
تنهایی چیزهای زیادی به انسان میآموزد اما تو نرو... بگذار من نادان بمانم! "ناظم حکمت"
-
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 16:33
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست ناگهان دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست عشق زانو زد غرور گام...
-
عشق و تنهایی
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 14:54
عاشق که میشوی نا آرام میشوی ، گاهی حسود ، گاهی خود خواه ، گاهی دیوانه، گاهی آرام ، گاهی شاد ، گاهی غمگین ، گاهی خوشبخت ترین یک روز به خودت میایی میبینی تنهایی ؛ تنها ترین... هیچ کسی رو نداری حتی برای درد و دل کردن و حرف زدن... تنها غم میماند کنارت ...و تنهایی... ♥♥♥
-
گر چــه گاهــــی در لجاجت انعطافی خفته است
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 11:40
گر چــه گاهــــی در لجاجت انعطافی خفته است هر کجا عشقی ست در آن اختلافی خفته است جز خــدا از حـال آدم ها کسـی آگاه نیست در نگاه هرزه ها گاهی عفافی خفته است غالــــبا برجـستگـــی هــــای تن ِ تنـدیس هــــا سالها در سینه های سنگ صافی خفته است مـی وزند از آسمـانها ابـرهـای نیمه شب مـاه من آرام در زیـر لحـافی خـفـته است...
-
زود میلرزد دلــــم! اینقـــــدر طنــــازی نکن!
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 11:38
زود میلرزد دلــــم! اینقـــــدر طنــــازی نکن! اینچنین با چشم معصومت هوسبازی نکن! یک سؤال ساده پرسیدم ‘ جوابش ساده است یا بگو "نه" یا کــــه " آری" ‘ قصـــــه پردازی نکن تا برای دلبــــری شیرین زبانـــی کافی است وقت خود را بیش از این صرف زبان بازی نکن حاصل یک عمر در یک لحظه ویران می شود مثل سیل...
-
انتهــــای شک اگـــر انکار باشد بهتــر است
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 11:37
انتهــــای شک اگـــر انکار باشد بهتــر است هر خطای فاحشی یک بار باشد بهتر است مهر کس را بی گدار از قلب خود بیرون نکن قبل هـــر اخراج اگر اخطار باشد بهتر است هر که می خواهد به دست آرد دلی از سنگ را در کنــــار صدق اگــــر مکار باشد بهتــــــر است بیم خواب آلودگی دارد مسیر مستقیـم راه اگر پرپیچ و ناهموار باشد بهتر است...
-
هر چـه بر ما می رود از خواهش دل می رسد
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 11:34
هر چـه بر ما می رود از خواهش دل می رسد از دل خوش باور و کج فهم و غافل می رسد ! غالبـاً در وقت اجرایــی شدن هـــر نقشه ای – دست کم در چند جا حتماً به مشکل می رسد می رود اینجا سر هر بی گناهی روی دار ! بار کــج این روزها اغلب به منزل می رسد! لطف قاضی بوده همراهش! تعجب پس نکن – خونبها اینجــا اگر دیدی بـــه قاتل می رسد !...
-
رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیست
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 11:33
رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیست دور از تــو حتــی گریـــه کردن کاری آسان نیست! دارم بــــه دوری از تــــو عــادت می کنم کم کم هر کس به دردی خو کند در فکر درمان نیست! وقتـــی عزیــــزی نیست تـا باشد خریدارت فرقی میان قصر مصر و چاه کنعان نیست! مانده ست بر دیــوار قاب عکس تو هر چند تندیسی از آقامحمدخان به کرمان...
-
تنهای تنها
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:44
چنان تنهای تنهایم که حتی نیستم با خود... نمیدانم که عمری را چگونه زیستم با خود...
-
دیوانگی
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:35
اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست ؟؟؟ وقتی در این دُنیای بـه این بزرگــــی . . . دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند...!!
-
تنها
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:32
باران که میبارد تمام کوچههای شهر پر از فریاد من است که میگویم: من تنها نیستم تنها منتظرم! تنها… از :کیکیاووس یاکیده
-
نامه هایت
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:28
نامه هایت را بی نشانی به بـاد بده می رساند؛ خـــــــــــــانه ام بر بـــــــــــــــاد است .. از: رضا کاظمی
-
چشم های تو
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:28
پروازِ هیچ پرندهای را حسرت نمیبرم وقتی قفس چشمهای تو باشد . از: رضا کاظمی
-
بوی آغوش تو
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:26
شعر، ردیف و قافیه نمی خواهد بوی آغــــوش تو هر دیوانه ای را شاعر می کند !... "منبع: نت"
-
شام آخر
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:25
سـال ها دل گرو مِهــــر گُل روی تو بود سال ها در سر من ، عطر خوش بوی تو بود جان دل خستهی من غرق به سرداب زمان سال ها بنــد دلـم ، سلسلـه ی موی تو بود قلب آشفته ی من ، از نفـس افتاد ، دمی که غضب در نگه و نرگس مینوی تو بود یاد آن لحظه به خیر ، شام وداع من و تو چه طربناک شبی ؛ در خم گیسوی تو بود منِ دل مرده ، تویی آب...
-
ماه
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:21
تو ماه را بیشتر از همه دوست میداشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من میآورد میخواهم فراموشات کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجرهها پاک نمیشود! "رسول یونان"
-
لبخندهایت
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:20
کلافه کرده ای مرا... چرا همیشه لبخندهایت از شعرهای من زیباتر است!؟ "منبع: نت"
-
بی تو
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:19
بی تو هم می شود زندگی کرد قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت؛ ... فقط بی تو نمی شود به خواب رفت ! "رضا کاظمی"
-
چیزی بگو
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:18
مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست! بوسه نمی خواهم چیزی بگو ... "مونا بشیری"
-
دستهایش
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 20:17
تا روزی کــه بــود، دســت هــایــش بــوی گــل ســرخ مــی داد ! از روزی کــه رفــت گــل هــای ســرخ بــوی دســت هــای او را مــی دهنــد
-
حس می کنم تمام تنم درد می کند
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 12:26
حس می کنم تمام تنم درد می کند حرفــی نمی زنم دهنم درد می کند حس قشنگ تک تک انگشت های تو در دکـــمه های پیرهنـم درد می کند در مـی زنــــم بیایـــی و بهتر ببینمت هق هق صدای در زدنم درد می کند روزی که بر جنازه ی من چنگ می زنی آرام تـر بــــــزن!کفنــــــم درد مــــی کند همزاد شاعرانه ی من بعد رفتنت انگار نیمــــی از بدنم...
-
پری!تو را چه به نامم همین پری خوب است؟
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 12:15
پری!تو را چه به نامم همین پری خوب است؟ و یا بـــرای تــــو تشـــبیه دیگری خوب است؟ ندیده ای کــه بفهمـــی چقدر روی سرت شروع شیطنت باد و روسری خوب است نپوش! پیش مـن آن چـــادر سیاهــت را نپوش نسبت خواهر برادری خوب است تو در مقایسه بامن قشنگ تر هستی هــزار مرتبه این نابـرابــری خوب است بــــه نــــاز کردن و لــــج بازی...
-
در عشقبــازی آدم تـرســو نمـــی برد
سهشنبه 1 بهمنماه سال 1392 11:50
از ارتبــاط قبلی امـان بـو نمی برد من باختم به خاطر تو! او نمی برد در من هنوز جرات ابراز عشق نیست در عشقبــازی آدم تـرســو نمـــی برد از بس زیاد هست که زیبایی تو را رفتــارهای زشت تو از رو نمی برد چیـزی به غیر بوی تو در باد اینچنین دست مرا گرفته به هرسو نمی برد جوری دلم شکسته که این خرده شیشه را از زیـــر دست و پـــای...
-
کس نمی آید به بالین ، عاشقِ زار تو را
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:42
کس نمی آید به بالین ، عاشقِ زار تو را غالبا امیدِ صحّت نیست بیمار تو را بس که خوارم ساخت عشقت ، می کنم دوری ز خلق تا نبیند کس به این خواری ، گرفتار تو را در خیالم غیر از این نبوَد که از بیداد تو چون بمیرم من ، که یابد ذوق آزار تو را ؟ آرزو دارم که از عالم بر افتد رسم خواب تا نبیند هیچ کس در خواب، دیدار تو را طرحِ غوغا...
-
لبانت قند مصری
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:38
لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را روایت می کند چشمانت٬ آهوی خراسان را من از هر جای دنیا ، هر که هستم٬ عاشقت هستم به مِهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را چنانت دوست می دارم٬ که با شوقِ تو می خواهم بسازم وقف چشمت٬ تاک های مستِ پَروان را بگویی ٬ سرمه دانت می کنم بازار کابل را بخواهی ٬ فرش راهت می کنم لعل...
-
چند تک بیتی زیبا
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:37
به دعا اثر چه جویم ، که چنان به دور حسنت شده عام بت پرستی ، که دعا اثر ندارد * آرزو دارم که از عالم ٬ برافتد رسم خواب تا نبیند هیچ کس در خواب ، دیدار تو را * طرح غوغا افکنم ٬ جایی که آیی در سخن تا نیابند اهل مجلس ٬ ذوق گفتار تو را محمد میرک صالحی مشهدی