-
خسته بر شنزار سینه ات
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:37
خسته بر شنزار سینه ات، خم می شوم این کودک از زمان تولد تاکنون، نخو ابیده است! "نزار قبانی"
-
تمثیل تو
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:36
دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی آسمان مهربانی دست هات نوازش گندمزار و همین چیزهای بی پایان. نمی دانستم دلتنگیات قلبم را مچاله می کند نمی دانستم وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم. گفته بودم دوستت دارم؟ "عباس...
-
زیبا
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:33
زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد از من مگیر چشم دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت در تندباد عشق نلرزد زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون...
-
مرا ببخش
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:33
مرا ببخش، اگر در آغوشت باز، دلتنگت میشوم ! "سپیده داوودی"
-
به خاطر تو
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:31
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم به خاطر لباسهای گرم زمستانیات که هرچه سردتر میشود زیباترت میکنند به خاطر پالتوی کمرتنگی که قدت را بلندتر نشان میدهد به خاطر آن پلیور سفید یقهاسکی که محشر میکند و هر بار که میپوشیاش مثل گلی که باز شود در برف چهرهات میشکوفد از یقهی تنگش به خاطر آن شال گردن کشمیر که جان...
-
دنیا دیده
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:30
لازم نیست دنیادیده باشد همین که تو را خوب ببیند دنیایی را دیده است از میلیونها سنگ همرنگ که در بستر رودخانه بر هم میغلتند فقط سنگی که نگاه ما بر آن میافتد زیبا میشود تلفن را بردار شمارهاش را بگیر و ماموریت کشف خود را در شلوغترین ایستگاه شهر به او واگذار کن از هزاران زنی که فردا پیاده میشوند از قطار یکی زیبا و...
-
سرنوشت
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:28
مرا به آغوشت کشیدی به صلیبی که سرنوشتم بود! "شهاب مقربین"
-
ما مرده ایم
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:27
گفتی اینجا نشد آن دنیا به هم میرسیم نگاه کن! ما مُردهایم ، ولی به هم نرسیدهایم هنوز! "رضا کاظمی"
-
دست به دامن خدا بشوم
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:26
می خواهم با کلماتم رمانی قد و قواره ات ببافم بعد آنقدر بخوانم و بخوانند که چیزی به تنت نماند. می خواهم با لب هام نقطه نقطه بر تنت گل بنشانم بعد باغم را تماشا کنم این باغ من است. می خواهم با چشم هام برای پیکرت لباس برازنده کنم بعد لباس ها را در بیاورم از پیکری که خودم تراشیده ام. می خواهم با دست هام تنت را برسانم به...
-
مثل گنجشکها
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1392 20:21
مثل گنجشکها دوست دارمت ... مثل گنجشک هایی که میدانند پای کدام پنجره ای ، نزدیک کدام درخت ... مثل گنجشک ها بغض میکنم وقتی پنجره را می بندی میمانم پشت شیشه ، زیر برف و یخ میزنم از شب ! من گنجشکم ! مثل گنجشک ها دوست دارمت .... دانه بریزی یا نریزی
-
دوستت دارم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:26
دوستت دارم و همین غمگینترم میکند وقتی که نمیتوانم چهار فصل جهان را بر شانههای تو آواز بخوانم وقتی که بادی برگهایت را از من میگیرد ... درخت بالابلند من! باور کن این همه خواستن غمگین است برای پرندهای که از کوچی به کوچ دیگر پرواز میکند ... از:مریم ملک دار
-
باد که می آید
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:26
تازگی ها باد که می آید پنجره ها را نمی بندم ... می گویم شاید تو در مسیر ملایم باد نشسته باشی... "منبع: نت"
-
دغدغه هایت را به من بسپار
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:25
دغدغه هایت را به من بسپار و آرامشم را بگیر هنوز شانه هایم برای تو خالیست هنوز آغوشت ، آرامترین ساحل امن جان من است می دانی ؟ !... "منبع: نت"
-
می آیی
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:24
می آیی با انار و آینه در دست هایت یک دنیا آرامش در چشم هایت و قناری کوچکی در حنجره ات که جهان را به ترانه های عاشقانه میهمان می کند . می دانم تاپلک به هم بزنم می آیی و با نگاهت دشت ها را کوه کوه ها را پرنده می کنی به قول فروغ : من خواب دیده ام ! "رضا کاظمی"
-
بدهکار هیچ کس نیستم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:23
بدهکار هیچ کس نیستم جز همین ماه که از پشت میله ها می گذرد که می توانست از اینجا نگذرد و جایی دیگر مثلآ در وسط دریایی خیال انگیز بچسبد به شیشه کابین یک تاجر پول دار بدهکار هیچ کس نیستم جز همین ماه که تو را به یادم می آورد . "رسول یونان"
-
تو بگو
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:23
تو بگو! بی هوا چگونه نفس بکشم تا عطرت را غافل گیر کنم؟ حواس پیراهنت را به کجا پرت کنم که دست تنهاییم به آن نرسد؟ وقت را چگونه می شود کشت وقتی تنها چیزی که دارم عقربه های گیج این ساعت است که همیشه دور خودشان می چرخند؟ من از پنجره ای بی بخار می گویم که اسمت را پاک فراموش کرده از دری که نگاهش روی شکل کفش هایت قفل شده از...
-
با من نجنگ
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:22
بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی! سکوت کنی! فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری! تموم که شد بغلش کنی و آروم در گوشش بگی: با من نجنگ! من دوستت دارم.
-
از لحظه ای که با شب هم بستر شدم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:21
از لحظه ای که با شب هم بستر شدم از میان تمامی ستارگان چشمان تو را تنها چشمان تو را برگزیدم و از تمامی رودخانه ها اشکت را. از تمامی امواج یکی تنها یکی: موج تفکیک ناپذیر اندام تو را. گیسوانت تار به تار مو به مو از آن من ِ باد و از تمامی سرزمین ها تنها قلب وحشی تو، موطنم. "پابلو نرودا"
-
اگر تو نبودی
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:19
اگر تو نبودی عشق نبود همین طور اصراری برای زندگی اگر تو نبودی زمین یک زیر سیگاری گلی بود جایی برای خاموش کردن بی حوصلگی ها اگر تو نبودی من کاملاً بیکار بودم هیچ کاری در این دنیا ندارم جز دوست داشتن تو "رسول یونان"
-
خوش غیرت
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:18
خورشید را در آغوش گرفتهای پاهایت را به بوسههای دریا سپردهای مووهایت را به دستِ نسیم . چه خوش غیرتم من ! "رضا کاظمی"
-
دلم گرفته
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:17
دلم گرفته ، دلم عجیب گرفته است . و هیچ چیز ، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج می شود خاموش ، نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست، نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند . و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد . "سهراب سپهری
-
با تو
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:14
با تو من پنجرهای از خود تا خورشیدم بی تو من در خطر و خاطره سرگردانم .
-
فقط من میدانم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:14
فقط تاریکی می داند ماه چقدر روشن است فقط خاک می داند دست های آب ، چقدر مهربان ! معنی دقیق نان را فقط آدم گرسنه می داند فقط من می دانم تو چقدر زیبایی ! "رسول یونان"
-
دچار یعنی عاشق
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:12
دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی ! سهراب سپهری
-
نیمکت خالی
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:08
میان جنگل های کاج هر نیمکت خالی می تواند جای تو باشد و اینجا چقدر نیمکت خالی هست "رضا کاظمی"
-
دریا دریا مهربانیات را میخواهم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:06
دریا دریا مهربانیات را میخواهم نه برای دستهام نه برای موهام نه برای تنم برای درختها تا بهار بیاید . و تو فکر میکنی زندگی چند بار اتفاق میافتد؟ و تو فکر میکنی یک سیب چند بار میافتد تا نیوتن به سیب گاز بزند و بفهمد چه شیرین میبود اگر میتوانستیم به آسمان سقوط کنیم؟ چند بار؟ راستی دریای دستهات آبی زمینی است؟...
-
همه ی این ها برای توست
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:04
همه ی این ها برای توست تا لبخندی بزنی و من آرام بگیرم ساز ِ دست هایم را کوک کرده ام تو را می شناسند مگر می شود خاطره باشد و تو نباشی .. ؟ کافی ست نه با چشم با دل ات من را بخوانی "سید محمد مرکبیان"
-
به نسیمی همه راه به هم می ریزد
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:03
به نسیمی همه راه به هم می ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن، ماه به هم می ریزد عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد آه یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه...
-
هنوز دوستت می دارم
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:01
هنوز دوستت می دارم علیرغم هرچه هست، چون در سواحل تو آموختم چگونه از میان صدفی مهتاب را بنوشم. "غاده السمان"
-
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
چهارشنبه 2 بهمنماه سال 1392 22:01
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟ ! بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را قا یقت را بشکن! روح تو دریایی نیست آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست حال وقتی به لب...