-
مرا ببخش
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:16
مرا ببخش ! اگر به تو پیله کرده ام ، قدری طاقت بیاوری پروانه ات میشوم
-
حجم خیالم
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:14
تمام حجم خیالم از تو لبریز است خیالم کوچک نیست تو بزرگی...
-
چشمهایت
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:13
شعرهایم را میخوانی ... میگویی پیچیده است، قبــــول ! امـــا ... مــن فقط ... چشــــم های تو را مینویــسم
-
عاشقانه هایم
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:12
عــاشقــانه هــایی که برایت مینویسم مثل آن چــای هایی هستند کــه خــورده نمی شونـد یــخ می کنند و بــاید دور ریخت! فنجانت را بده دوبـــاره پر کنم من زیاد اهل چای نیستم "مرا به یک آغوش گـــــرم میهمان کن"
-
حساب و کتاب عشق
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:11
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت . انـدازه مـی گـیـری ! حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی ! مقـایـسـه مـی کـنـی ! و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ، کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ، که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ، به قـدر یـک ذره ، یک ثانیه...
-
نگاهم کن
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 21:10
نگاهم کن بی نگاه تو جهان حتی به یک نگاه هم نمی ارزد
-
وقتی دریچه های غزل باز می شود
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 17:06
وقتی دریچه های غزل باز می شود شب با خیال چشم تو آغاز می شود آتش زبانه می زند از جان واژه ها یاد تو در دلــــم پر پرواز می شود حس می کنم رها شده ام در تن بهــــــــار وقتی که دکمه دکمه پیرهنت باز می شود دریا خلاصه ایست از آبی چشم تو پلکی بزن بخند که اعجاز می شود می آیی و حضور تو یعنی تمام عشق می رقصی و حریر تنت ناز می...
-
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 17:04
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من حال پریشان قشنگی ست گلم قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ... زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ... فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمـــــــرم : (( راه رفتن توی دالان قشنگی )) ست گلم من لامذهب بی دین به...
-
و اسماعیل می دانست آن چاقــو نمی برد
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 17:04
و اسماعیل می دانست آن چاقــو نمی برد که صیادی که من دیدم دل از آهو نمی برد کدامین بارگاه است این کدامین خانقاه است این که در اینجـــا نفس از گفتن یــــا هــــو نمی برد دلا دیوانگی کم نیست، شاید عشق کم باشد اگر زنجیـــــرها را زور این بازو نمــی برد چـــرا ناراحتی ای دوست از دست رفیقـــانت که خنجرعادتش این است رو در...
-
دو بیتی
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 16:47
تمـــام ِ لحظه هایم را غــزل کن نوازش کن پر از شور ِ عسل کن خدا ! امشب دلم خیلی گرفته کمی پایین بیــا من را بغل کن * دوباره ناله های ساز در من هـزار و یک شب آواز در من بریز انگور در رگهـــای شعرم که خیامی برقصد باز در من * شر و شور غزل می ریخت تا صبح تب و تاب بغـــل می ریخت تا صبح بــــه لبهایت شبـــی کردم اشاره از...
-
این روسری آشفته یک موی بلند است
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 16:17
این روسری آشفته یک موی بلند است آشفتگی موی تو دیــــــوانه کننده ست بالقوّه سپید است زن اما زنِ این شعر موزون و مخیّل شده و قافیه مند است در فوج مدلهای مدرنیته هنــــــــــــوز او ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است پرواز تماشـــــــــــــایی موهای رهایش تصویر رها کردن یک دسته پرنده ست دل غرق نگاهیست کــــه مابین دو پلکش...
-
مــوی تـــو لشگری ست برای ستمگریت
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 16:15
مــوی تـــو لشگری ست برای ستمگریت پیداست موی مشکی ات از زیر روسریت محــصول قرن چنــدم هــجری ست قامتت شاعر شده ست رودکی از لهجه ی دریت می داد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لب هــــام در برابر ِ انگـور ِ عسکریت وقتِ تنت در آب، نمی شد تمیز داد نوع ِ تـــــو را از آن بدنِ آدمـی- پریت دریا پُر است از آبزیانی شکسته دل که...
-
پیدا شده ست با همه ی چشم تنگی ات
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 15:37
پیدا شده ست با همه ی چشم تنگی ات از پشتِ دکمــــه بادکنک های رنگــــی ات ترکیب جالبی ست قلـم کاری تنت پهلوی کفش پاشنه دار فرنگـی ات ترکیب جالبـی ست همین عینک مدرن بر روی چشم و ابروی پارینه سنگی ات در بحث آفرینش دریاچــــه ی خـــــزر الگو گرفته است خدا از قشنگی ات در آسمان خراش، صفای گذشته را دارد هنــــوز خاطره های...
-
جایی برای جان دادن
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:45
جـــایــی بـایـــد باشــــد غــیــر از ایــــن کـــنــج تـــنــهـــایـــی ! تــــا آدمــــ گــــاهـــی آنــــجـــا جــــان بــــدهــــــد ! مــثــــلا" آغـــــوش تـــــــو ! جـــــان مـــیـــدهد برای جـــــــان دادن.
-
راز عشق
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:44
*** حرف حساب *** راز عشق در این است که حس تملک را از خود دور کنی. در حقیقت هیچکس نمی تواند مال کسی شود. شریک زندگیت را با طناب نیاز، نبند. گیاه هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کند..." "جی . دونالد والترز"
-
چشمه باش
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:41
بگذار آدم ها تا می توانند سنگ باشند، تو... از نژاد چشمه باش. (زرتشت)
-
از تو که حرف می زنم..
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:40
از تو که حرف می زنم یک جور خوبی حال من بد می شود ! "پرویز صادقی"
-
پیراهنت
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:37
پـیراهنـت در باد تکان می خورد ... این تنـها پرچـمی ست که دوسـتش دارم ... "گروس عبدالملکیان"
-
موهایت
شنبه 28 دیماه سال 1392 21:35
موهایت را بباف... بگذار جهان دوباره آرام گیرد ...
-
غم عشقت
شنبه 28 دیماه سال 1392 12:29
هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم هرکس که مرا بیند داند که غمی دارم انوری
-
مرا در آغوش بگیر
جمعه 27 دیماه سال 1392 21:04
مرا در آغوش بگیر سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند " همه چیز " زیر سر من است .. !!!
-
حسادت
جمعه 27 دیماه سال 1392 21:02
این همه حسود بودم و نمی دانستم؟!؟ به نسیمی که از کنارت موذیانه می گذرد به چشم های آشنا و پر آزار که بی حیا نگاهت میکنند به آفتابی که فقط تلاش گرم کردن تو را دارد به همه شان حسادت میکنم من آنقدر عاشقم که به طبیعت بدبینم طبیعت پر از نفس های آدمهاست که مرا وادار میکند حسادت کنم به تو و رویای نداشته ام.......
-
قانون چشمهایت
جمعه 27 دیماه سال 1392 21:02
سرخ میشوم سبز میشوم نگاه به نگاهم که میشوی هوای باغهای سیب از سرم میافتد ... جاذبه قانون چشمهای تو بود.
-
تنهایی
جمعه 27 دیماه سال 1392 21:00
تنهایی ذره ذره خودی نشان میدهد وقتی تو آن قدر کم پیدایی که سنگینی روزگارم را مورچهها به کول میکشند و من تماشایشان میکنم. مهدیه لطیفی
-
اندیشیدن به تو زیباست
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:59
اندیشیدن به تو زیباست و امید بخش چون گوش سپردن به زیباترین صدا در دنیا زمانی که زیباترین ترانه ها را میخواند اما امید برایم بس نیست دیگر نمیخواهم گوش دهم می خواهم خود نغمه سر دهم ... "ناظم حکمت"
-
یادم نیست
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:58
از همان روز که هنوز یادم نیست و تو مرا در لیوان دلت جا دادی مدت ها می گذرد و هنوز بوی کاهگل های سقف دلت یادم هست و من آنقدر از در کوچه ی گل یاس ات گذر کردم که الآن شده ایم دوست و تو لیوان منی گرچه نیمه ای خالی داری ولی من به تو گویم که در این دعوا من و تو پیروزیم
-
پابرهنه
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:53
پا برهنه تا کجا دویده ای؟ که این همه گل شکفته است!؟ کیکاووس باکیده
-
بوی رفتن می دهی
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:52
بوی رفتن می دهی در را باز می گذارم وقتی برو که گنجشک ها و ستاره ها خوابند.. کیکاووس باکیده
-
چقدر سیاه است
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:50
چقدر سیاه است ! دلت را نمی گویم ... با چشمهایت هم نیستم ؛ موهایت حلقه حلقه زنجیر پابندم کرده
-
کاش بودی
جمعه 27 دیماه سال 1392 20:49
کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...