-
تشنه ی شنیدنم مدام
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:52
این روزها تشنه ی شنیدنم مدام ...! بعضی صدا ها را می نوشم انگار مثل صدای باران مثل صدای دریا و صدای تو ... که ماورای تمام پژواک های زمینی ست ! "منبع: نت"
-
موهایت
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:51
یادت هست گنجشکان در دست های ما دانه می خوردند؟ و موهایت در رودخانه های جهان می ریخت... و موهایت مسیر بادها را مشخص می کرد... و موهایت بادها را دیوانه می کرد... یادت هست در باران رقصیده بودیم؟ یادت هست؟ حیف، حیف که یادت نیست! "محمدرضا مختار"
-
بــی روسری بیــا که دقیقا ببینمت
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:50
بــی روسری بیــا که دقیقا ببینمت اما به گونه ای که فقط من ببینمت با تو نمی شود که سر جنگ وکینه داشت حتــی اگــــر کـــه در صف دشمن ببینمت نزدیک تر شدی به من ازمن به من که من حس کردنــی تـــر از رگ گــــردن ببینمت مثل لــــــزوم نــــور بــــرای درخت ها هر صبح لازم است که حتما ببینمت حس می کنم دو دل شده ای لحظه ای مباد...
-
منم که دوستت دارم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:49
منم که دوستت دارم نه مردی که دستش را به نردهها گرفته نه باران پشت پنجره منم که دوستت دارم و غم بشکههای سنگینی را در دلم جابهجا میکند " غلامرضا بروسان"
-
تن اردیبهشتی تو
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:48
هرچند میگویند آدم به جرم خوردن سیب بهشتی رانده شد از جنّت المأوا و سالها در شرح این موضوع دعوا بود؛ اما تن اردیبهشتی تو ثابت کرد: سیبی که آدم گاز زد از باغ حوّا بود! " ابن محمود "
-
موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:47
موج عشق تو اگر شعله به دلها بکشد رود را از جگر کوه به دریا بکشد گیسوان تو شبیه است به شب اما نه شب که اینقدر نباید به درازا بکشد خودشناسی قدم اول عاشق شدن است وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد عقل یکدل شده با عشق، فقط میترسم هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد زخمی کینهی من این تو و این سینهی من من خودم خواستهام کار...
-
آرزویم مردن در صدای تو بود
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:46
آرزویم مردن در صدای تو بود یا رفتن با صدایت یا خاموش شدن در صدایت صدای تو چون باد گذشت و من به دامن تاریکی آویخته ام. "بیژن جلالی"
-
رباعیات پرتو پاژنگ
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:45
من پر شدم از دروغ, صافی لطفا" ای مرگ! بیــا بکن تلافــــی لطفا" از شــــوری منطق زمیــــن بیــــزارم... یک پرس جنون با سس کافی لطفا"!!!! *** هرچند نه عشقی و نه جفتی داریم نه پــــول و نه گردن کلفتـــــی داریم با قبـــر گـــران دگر نمی ارزد مرگ! صد شکر که اکسیژن مفتی داریم! *** یک دوره به نبض من تناوب...
-
تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود!
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:42
تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود! غـــم تمام این جهــان برابرم نمی شود هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی به سادگـــی نبودن تـــو از برم نمی شود چطور می شود تـــو رفته باشـی از کنـــار من؟! که هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود! نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو! دگر دوام مــی شود بیـــاورم؟ نمی شود ......
-
به تو که میرسم مکث میکنم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:18
به تو که میرسم مکث میکنم انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشته ام مثلا در صدایت... آرامش یا در چشم هایت... زندگی
-
سبزه ها در بهار می رقصند،
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:17
سبزه ها در بهار می رقصند، من در کنار تو به آرامش می رسم و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست تو را عاشقانه می بوسم تا با گرمی نفسهایم، به لبانت جان دهم و با گرمی نفسهایت، جانی دوباره گیرم. دوستت دارم، با همه هستی خود، ای همه هستی من و هزاران بار خواهم گفت: دوستت دارم را ... "نیما یوشیج"
-
قاصدک ها شانه خالی کرده اند
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:16
قاصدک ها شانه خالی کرده اند دوستت دارم ها توی دلم حیران مانده اند شاید هم راه خانه ات از حافظه باد پاک شده ! هرچه هست کوهها هنوز مثل کوه ایستاده اند زمین هم همچنان گرد است آب هم از آب تکان نخورده فقط انگار کسی عشق را از تمام قصه ها پاک کرده ! "گیلدا ایازی"
-
چشمها – پنجرههای تو – تأمل دارند
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:12
چشمها – پنجرههای تو – تأمل دارند فصل پاییز هــم آن منظرهها گل دارند ابر و باد و مه و خورشید و فلک مطمئنم همــه در گردش چشــم تــو تعادل دارند! تا غمت خار گلــو هست، گلــوبند چرا؟ کشته هایت چه نیازی به تجمل دارند؟! همه جا مرتع گرگ است، به امید که اند میش هایم کــه تــه چشم تو آغل دارند؟ برگ با ریزش بـیوقفه به...
-
لکنت زبان
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:09
لکنت زبان هم بهانه خوبی ست برای مزه مزه کردن اسمت... "منبع: نت"
-
ما دوباره سبز می شویم…
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:08
من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب می رسد ما دوباره سبز می شویم … "قیصر امین پور"
-
من تشنه ی آتشم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:08
من تشنه ی آتشم آن اقیانوس را در جانم سرازیر کن! آن آتشفشان دیوانه را زنجیر از دهانش برگیر و همه را یک جا بر سرم ریز! بگذار بسوزم! بگذار در آن آتش های سیال بگدازم! مترس! آن همه را این همه در سینه ات پنهان مکن! به جان من بریز! این همه در اندیشه ی سلامت و راحت من نباش! می خواهم در آنچه تو می گدازی , بگدازم. بگو , بریز ,...
-
لااقل موهایت را ببند
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:07
این آرایش جدیدت در شعرهام همه چیز را به هم ریخته! لااقل موهایت را ببند که شعرهام به باد نرود... "کامران رسول زاده"
-
صدای پای بهار می آید
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 16:06
صدای پای بهار می آید و من این را دیروز ... از آسمانی که به ضیافت ابرهای عجول نشسته بود فهمیدم . من و این لیوان چای که سردمان شده است، خنکای سر ظهر امروز را سر می کشیم . مثل همه ی روز هایی که دیر شده اند، چه قدر دیر تو را دیدم ! منبع: وبلاگ از شراب تا سراب
-
شاهزادهی دریا چشم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:43
بزرگترین گناه من ـ ای شاهزادهی دریا چشم!ـ دوست داشتن کودکانهی تو بود! (کودکان عاشقان بزرگند...) نخستین (و نه آخرین!) اشتباه من زندگی کولی وارم بود! آماده بودنم برای حیرت از عبورِ سادهی شب و روز و برای هزار پاره شدن در راهِ هر زنی که دوستش میداشتم! تا از آن پارهها شهری بسازد و آنگاه...
-
از عشق نگو دیگر
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:42
از عشق نگو دیگر وقتی در بوی موهایت مشغولم حرف کهنه ایست دوست دارمها وقتی میان دستانت دوست دارم بمیرم ! از عشق نپرس دیگر وقتی می روی و من سرزده می میرم … "منبع: نت"
-
نه منت دریا را می کشم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:41
نه منت دریا را می کشم نه بی تابی ِ جنگل را می کنم همه را برای تو می آورم ... اگر تو به ارتفاع چوبی این سقف قناعت کنی یقین، دنیا را درون کلبه ای جای داده ام بی آنکه هیچ جغرافیایی از حقیقت به اندازه آغوش تو خبر داشته باشد. "هومن شریفی"
-
امروز پنجشنبه است
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:41
امروز پنجشنبه است باید شمعِ نامَت را روشن کنم تا چلچراغی از سقف آسمان برویَد . امروز پنجشنبه است باید گیسوانِ خاک را شانه کنم تا در سرخیِ دامنَم خاکستر و استخوان پُر شود . امروز پنجشنبه است باید رؤیاهام را بفروشم تا برایت سرپناه بسازم . آه که امروز چهقدر کار دارم ! "رضا کاظمی"
-
آغوشت
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:24
آغوشت را از کابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویش دردهایم را بالا بیاورم ... بیا... چشم های پر حرفت را بیاور می خواهم شهرزادترین قصه هایت را به گوشم بیاوری و دنیا برای چند دقیقه در تو خلاصه شود ... بیا... اتفاق در آغوش های بسته می افتد بی آنکه به هیچ کجای تقدیر بر بخورد . "هومن شریفی"
-
یک بار هم به خاطر من یک غزل بخوان!
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:23
یک بار هم به خاطر من یک غزل بخوان! حتی اگــر شده غـزلـــی مبتذل بخوان بــا مطلعی کـــــه خــــوب مــرا مبتلا کند از چشمهای وحشی رنگ عسل بخوان! غیرت نشان بده! بـرو تا آسمان و بعد از بوسه های صورتی محتمل بخوان! در آسمان بمان و در آن غربت عزیــز از زهره ات بگو و برو در زحل بخوان! کاری بکن که عاشقی ات جلوه گر شود شعری...
-
چرا پرواز نمی کنی؟
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:22
پرنده با انبوه حسرت در قلب خود؛ به تنگ ماهی خیره شده و می گوید: تو که سقف قفست شکسته، پس چرا پرواز نمی کنی!؟ منبع : نت
-
چشم هایت را خواب می بینم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:21
چشم هایت را خواب می بینم نگاهت را کابوس هی غریبه هنوز جای تنت روی ... تخت من مانده است به جایت که دست می کشم تو را پیدا نمی کنم نمی دانم در کدام یک از خواب های من جا مانده ای... "سارا کاظمی"
-
نفرین نمی کنم کـــه زبسیار،کم شوی
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:20
نفرین نمی کنم کـــه زبسیار،کم شوی یا مثل بوته ای که به شنزار، کم شوی خونــی نمـی شوم ته رگ های مرده ات با هر نفس به پستی خودکار، کم شوی نفرین نمی شود بکنم غم که می رسد با یک بهــــار بغض گرفتـــار، کـــم شوی عمریست با تمام رقیبان نشسته ای یک بار بــا کسادی بازار، کـــم شوی آیینه وار زل زده ای! بــوسه می دهی کم نیست با...
-
تمام قرارها را نیامده ای،
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:19
به ساعت من تو تمام قرارها را نیامده ای، کدام نصف النهار را از قلم انداخته ام... قرار روزهای بی قراریام! کجای آسمان ببینمت؟ من از جست و جوی زمین خسته ام... "کامران رسول زاده"
-
من آن کلاغـک تکـــرار هــای غمگینم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:17
من آن کلاغـک تکـــرار هــای غمگینم به خانه ام نرسیدم، و خواب می بینم درخت بودی و من هم کلاغ بی خبرت دوباره از لب سردت، غــرور می چینم تو عاشقم شده بودی و این بهارم بود و بــا صدای گرفتـــه، صدای ننگینـــم و قار قار که یعنی تو آسمان منی و قار قار بهـــارم! بهار شیرینـــــم و قــار قــار بیـــــا مبتلای هـــم باشیم به...
-
سکوت را میپذیرم
شنبه 12 بهمنماه سال 1392 12:16
سکوت را میپذیرم اگر بدانم روزی با تو سخن خواهم گفت تیره بختی را میپذیرم اگر بدانم روزی چشمهای تو را خواهم سرود مرگ را میپذیرم اگر بدانم روزی تو خواهی فهمید که دوستت دارم "جبران خلیل جبران"