-
ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد،
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 16:03
ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد، نــه مــرگ، نــه تــرس ! ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســتهــای تــو خــم مــی شــود ... " ناظم حکمت
-
به جای گندم از امروز، سیب می کِشمت
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 16:01
به جای گندم از امروز، سیب می کِشمت هــــــــــزار مرتبه آدم- فریب مــی کشمت نه آنقَدَر کـــــه به دوزخ کشـــــانی ام این بار به رغـــم وسوسه هایت نجیب می کشمت پـــر از سکوت نیایش، پــر از شکــــوه دعا وضو گرفته به امــــــن یجیب می کشمت برای این که بدانی چه می کشم... گــاهی میان این همــه آدم، غـــــــریب می کشمت و...
-
صدای قلب نیست
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 16:00
صدای قلب نیست صدای پای توست که شبها در سینه ام می دوی کافی ست خسته شوی کافی ست بایستی ! * "گروس عبدالمکیان"
-
حوّا هم که باشی
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 16:00
حوّا هم که باشی من آدم نمی شوم پس بی خودی جای بووسه سیب تعارفَم نکن ! "رضا کاظمی"
-
دوستت میدارم!
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:58
دوستت میدارم! چونان بلوطی که زخم یادگارِ عشقی برباد رفته را! ستارهای که شب را برای چشمک زدن! و پرندهای اسیر که پرندهی آزادی را! تا رهایی به بار بنشیند، آن سوی حیرانیِ میلههای قفس! " یغما گلرویی
-
من تو واژه
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:51
آواز خش خش کاغذ لای مشت من ... هنوز فکر می کنم هنوز با آینه به پشت سرم نگاه می کنم و هنوز ها هنوز ادامه دارد ... ! عروسک های نق نقو ام هنوز سر جایشان آرام نمی گیرند نمی دانم چرا کلید اتاق واژه هایم سر جایش نیست ؟! هنوز ادامه دارد دعوای من و واژه هایم بر سر تو ! گندم برگرفته از http://taranomsher8.blogfa.com
-
کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را...!؟
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:50
کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را...!؟ دلم انگـــــار باور کــــــرده آن عشق خیالـــــی را نسیمی نیست... ابری نیست... یعنی:نیستی در شهر تـــــو در شــــــهری اگــر باران بگیرد این حوالــــــــــی را مرا در حسرت نارنجــــزارانت رهــــــا کـــــردی چراغان کن شبِ این عصــــــرهای پرتقالی را دلِ تنگِ...
-
امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:47
امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم و مشتاق حرف حرف نام تو باشم مثل کودکی که مشتاق تکه ای حلواست مدت هاست نامت بر روی نامه هام نیست از گرمی آن گرم نمی شوم اما امروز در هجوم اسفند پنجرهها در محاصره می خواهم تو را به نام بخوانم آتش کوچکی روشن کنم چیزی بپوشم و تو را ای ردای بافته از گل پرتقال و شکوفههای شب...
-
فاش شدم و خودم نمیدانم !
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:46
فاش میکنم خودم را ... میان اینهمه بغض ... میان اینهمه بود ... اینهمه نبود ! همبازی شده ام ... با هرچه قرار است مرا از پا درآورد ... و تو را دفن کند ... زیر اینهمه جرات! اینهمه ترس! اینهمه سال ... ! بی آنکه بدانم ... بی آنکه تو را اول و اخر هر فصل سیر تماشا کنم ! گندم برگرفته از http://taranomsher8.blogfa.com
-
باز از نهانه های طلب می لرزم
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:45
باز از نهانه های طلب می لرزم یک بوسه از میان دهانت میل مرا به سوی تو آواز کرده است، اما وقتی هر بوسه تو تشنه ترم می کند شاید علاج تشنگی من، تنها نوشیدن تمامی آن چشمه است که از دهان کوچک تو سر باز کرده است ... "حسین منزوی
-
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:44
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد تاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچد سیب در دامنت احســـــاس رسیدن دارد بیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداست طعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن دارد کودکی چشم به در...
-
خط های ممتد
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:08
نه آینده ... نه گذشته همین جا ایست ! هی ... با توام همین جا کافیست ... خسته ام از افکار تکراری دست نیافتنی خسته ام از ته دل خسته ام از خسته بودن ! خسته ام از این واژه ی کلیشه ای کتاب هایم ... اتاقم ... تابلوی روی دیوار همه و همه پا به پای من فکرمی کنند فکر می کنند و جزیی از افکار من می شوند نقش می گیرند...درتکلیف من !...
-
دورم از تو
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 15:04
دورم از تو اما با تو لحظه ها رو زنده هستم
-
آغوش
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 14:59
آغوش ترکیب پیچیده ای ست از من و خیال تو که هر شب مثل سایه روی دیوار خانه می افتد... "کامران رسول زاده"
-
بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 14:57
بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست بـــه شوق شــال و کلاه تـــو برف می آمد... و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست نسیم با هوس رخت های روی طناب به رقص آمده و دامن رهای تـو نیست کنــــار این همه مهمــــان چقـــــدر تنهایـــم!؟ میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست بــــه دل نگیر...
-
این عادلانه نیست
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 14:55
این عادلانه نیست، گاهی در شعرهام مجبورم زیبایی ِ تو را در آغوش بیگانه ای تصور کنم، افسوس که تو همچنان زیبایی، حتی وقتی سهم من نیستی ... "کامران رسول زاده"
-
کجاست دختر پاییز ..... باغ کودکی ات
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 14:53
کجاست دختر پاییز ..... باغ کودکی ات کلاه پوپکـی و سینـه ریــز میخکــی ات دلــم گرفته و دنیــال خلوتــــی دنجــــم که باز بشکفم از بوسه ی یواشکی ات کــه باز بشکفم و باز بشکفم با تـــو کمی برقص مرا در لباس پولکی ات چقدر خاطره دارم از آن دهان مَلَس زبــان شیرینت بــا لب لواشکـی ات شبـی بغــل کن و بـر سیـنه ات...
-
موطن آدمی
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 11:55
موطن آدمی را بر هیج نقشه ای ، نشانی نیست . موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش می دارند . "مارگوت بیکل"
-
کوچه خلوت
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 11:52
همگان به جستجوی خانه میگردند، من کوچهی خلوتی را میخواهم بی انتها برای رفتن بی واژه برای سرودن ... سیدعلی صالحی
-
با چشمهایت حرف دارم
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 09:04
با چشم هایت حرف دارم می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم از بهار، از بغض های نبودنت، از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب ماند باور نمی کنی!؟ تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود اما دلتنگی آغوشت...رهایم نمی کند، به راستی ... عشق بزرگترین آرامش جهان است . سیدعلی صالحی
-
بی رحمانه
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 08:53
تو بی رحمانه به بند رخت آویزانی با یک گیره ی محکم حالا هرچقدر می خواهد باد بیاید من آن روبرو می نشینم و عاشقانه تر از همه ی روزهای بارانی نگاهت می کنم شاعر ؟
-
سراغ گریه های شبانه ام
سهشنبه 8 بهمنماه سال 1392 08:52
سراغ گریههای شبانهام را از تو می گیرم از تو که روزی صلابتم را به نرمی خریدی از تو که احساس در من نهادی از تو که در من مهربانی دمیدی سراغ شبهای گمشده در تنهایی را با فریاد در کوچههای شب از تو می خواهم از تو که بی کران و بی نشان و بی انتهایی، من از صبح می ترسم چرا که از شبهای غرق شده در تو رهایم می کند، من دل را به...
-
با دلم سر سخت شو ... تا می توانی سخت تر
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:51
با دلم سر سخت شو ... تا می توانی سخت تر مـــی شود دل کندنــــم با مهربانـــــی سخت تر من که می دانم خدا بی آنکه مبعوثم کند دائما می گیرد از من امتحانــی سخت تر زندگی را باختـم در این قمار اما هنوز حاضرم حتی بپردازم زیانی سخت تر هیچ فکرش را نمی کردم که بعد از رفتنت بگذرند این لحظه ها آنی به آنی سخت تر سخت بار آورده این...
-
قهوه را بردار و یک قاشق شکر... سم بیشتر!
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:35
قهوه را بردار و یک قاشق شکر... سم بیشتر! پیش رویـــــم هــــم بزن آن را دمــــادم بیشتر قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست مــی شوم هـــرآن بـــه نوشیدن مصمــــم بیشتر صندلی بگذار و بنشین روبرویم،وقت نیست حرف ها داریــــم ، صدها راز مبهــــم، بیشتر ...راستش من مرد رویایت نبودم هیـــچ وقت هرچه شادی دیدی از این زندگی...
-
سه درس عشق
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:33
چون عشق را در دفترم نوشتم دیگر نتوانستم آن را پاک کنم، نشد . سه نکته را در قالب سه درس آموختم : درس اول : بیهوده عشق را روی کاغذ اسیر نکن و به صلابه نکش که اسیرت می کند و به صلابه ات می کشد . .. درس دوم : چون عشق را در گوشه ای نوشتی سعی بر پاک کردن آن مکن که نمی توانی. پس اسیریات مبارک ... درس سوم : چون که اسیر شدی و...
-
دانه می دهم گنجشک ها را
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:33
دانه می دهم گنجشک های صبحگاهی را پشت پنجره ام از خرده شعرهایی که شب از دست های تو می ریزد بر بی خوابی ها و بالش لبریز از امیدم سیدعلی صالحی
-
هیچ کس شبیه تو نیست
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:32
همین چند روز پیش فکر می کردم می توانم عاشق کسی شبیه تو شوم از همین چند روز پیش هیچ کس، شبیه تو نیست! "کامران رسول زاده"
-
شب است و دلتنگ توام
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:31
شب است و دلتنگ توام ... باید منتظر صبح بمانم صبح شود برای ابرها تعریف خواهم کرد دیشب بر من چه گذشت راستی تو این را هم نمی دانی ابرهای اینجا برای سازهای ناهماهنگ دل من می رقصند من از خود فارغ می شوم نگاه می کنم... نگاه می کنم آرزو های تکراری ای کاش بر روی آنها خانه ایی داشتم از آن به تو نگاه می کردم و تنها به تو تنها...
-
سخت است
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:31
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است تب می کنم، عرق می کنم، می لرزم جان می دهم هزار بار می میرم و زنده می شوم پیش چشم های تو تا بگویم دوستت دارم اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم و بـعد راهم را بگیرم و...
-
دلم گرفته
دوشنبه 7 بهمنماه سال 1392 17:30
دلم گرفته تر از پیله کرم ابریشم کوچکیست که به تاری آویزان است بر تک درخت تنهایی ... نور می خواهد، دستان گرم تو را تا بشکافد ازدحام دهشتزای بی کسی را بال پروازم را بگشا ... زهره طغیانی